X
تبلیغات
چگونه زندگی کنیم

چگونه زندگی کنیم

آموزش - عاشقانه - زندگی

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟ به خدا درست فکر می کنید !!

رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
دیدم شلوار پامه !!

یک بار گفتم تو را دوست میدارم
۱۰۰۰بار گقتم غلط کردم !!!

سك سی ترین اس ام اس سال
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الهی چشات در بیاد كه این همه دنبال سك سی!

چشمهای تو مثل دریاست… اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

كلاغ تو آسمون تخم میزاره ولی تخمش نمی‌افته پایین، اگه گفتی چرا؟ ( نرو پایین اول فكر كن!)
.
.
.
.
.
.
.
فكر كن تنبل
.
.
.
.
چون شورت پاش بوده.

زندگی دو چیز به من آموخت، که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود

اگه یه همزبون می خوای ،
یه یار مهربون می خوای ،
خودشو حیرونت کنه ،
جونشو قربونت کنه ،
اصلا رو من حساب نکن !!!

سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند
.
.
.
سال گاو مبارک

یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بندازم كه به یادم بیاری كه یاد بدی دیگه این وقت
شب با

اس ام اس كسی رو اسكول نكنم

ديروز كلي انتظار كشيدم نيومدي
امروز التماس كردم بازم نيومدي
ميترسم فردا چشمامو پر از اشك كني و باز نياي!
چه بد درديه يبوست…!!!!!

رشتيه ████████████████████ مشترك گرامي دسترسي به اين اس.ام.اس امكان پذير نمي باشد

زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !
پس
د
و
س
ت
د
ا
ر
ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!

همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !
که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!

برق نگاهت
چشماي خمارت
لهجه ي حرف زدنت
منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه !

از خدا مي خوام توي زندگي موانع رو از سر راهت برداره

چون خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره !!

كاشكي علم اونقدر پيشرفت مي كرد كه مي تونستم از همين جا بوسيله اس ام اس شصت پامو بكنم تو چشات !

براي نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه ميسازم:
اولي کوه وفا
دومي کوه صداقت
سومي یه کوه بلند تر که هر وقت زر مفت زدی از اون بالا پرتت کنم پايين !

خيلي بي فرهنگ و بي شعوري

در جامعه امروز بيداد مي کنه !

ميدوني رمز موفقيت چيه؟ بهت ميدم ولي قول بده پيش خودت بمونه. رمزش اينه:
0980947095977238473294709
هر چي زنگ ميزنم تلفنت نميگيره مثل اينکه جات خرابه
. . .
به مامانت بگو جاتو عوض کنه !

ببینیه چیز باحال سال تولد ت (میلادی) رو ضربدر عدد سنت کن بعد تقسیم بر 7 کن بعد نتیجه اش رو برای هرکی که میخوای اسکلش کنی بفرست

این اس ام اس ورزشیه
برو پائین
.
.
.
.
.
.
حالا برو بالا !

جون میده با تو بریم ماهی گیری آخه هیچ کس به اندا زه ی تو کرم نداره

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو…برو… برو… برو… برو…

بسه… حالا برگرد…!!

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k
آفرين! ايول! بهتون تبريك ميگم! شما بالاخره تونستيد به زبون ميمونها صحبت كنيد!

میخوام اسم تو رو با صابون تو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میباره همه کف کنن !!!

تف به اين زندگي
تف به نامردي
تف به دلتنگي
تف به جدايي

تف برسون، تفم تموم شد!

به نام انکه طاوس را آفرید تا یه بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره

شما مذکرید یا مونث ؟ برای دانستن جواب تنها کافیست پایین را نگاه کنید .
.
.
.
.
نیوتون این پایین رو نمیگم اون پایین رو میگم.

تو قلب من جا داری تو رگ های من جا داری درون من تو هستی . رفتم دکتر گفت انگل داری

بی تو مهتــــاب شبی بـاز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن فکر تو بودم کار نداشتم ول میگشتم

دیشب جمال رویت را در ماه دیده بودم / گویا فضانوردان در ماه ریده بود

الان شب جمعه اس . گفتم یادی از اموات کنم
چطوری جنازه؟ (این  رو برا با جناغم فرستادم باهامون قطع رابطه کردن)

چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لبات نزديك بشم،منو با نفرت زمين زدي
.
.
.
امضا: اب دماغ

جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه
جارو برقیتم آشغال ! (یه بار 2 هفته مخ یکی و زدم . این رو براش فرستاد کل بهم فحش داد و دیگه جواب تلمو نداد)

اگر به تبپ خود اهمیت میدهید
با ما تماس بگیرید
صنف پالان دوزان کرج

اگر عاشق شدی در شهر غربت
سوار خر بشو برگرد ولایت

نمیدونم اون روز کی میاد که ..
.
.
.
.
تو بفهمی این پایین خبری نیست
برو همون بالا

اگر روزی کنارت گریه کردم……. بدان ان رون پیازی رنده کردم

ای مسیج که میروی به سویش
از جانب من برین به رویش

اخبار اعلام کرده   زیباترین  کره خر دنیا گمشده
بچه نشو  !  برگرد

پیوند پایدار | 2 دیدگاه

6
اس ام اس باحال

6 دسامبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: اصل جوک

دوتا سگ می خواستن با هم ازدواج کنن ،
عروس موقع بله گفتن ميگه :
با اجازه پدر سگم , مادرسگم , برادرهای توله سگم و خود تخم سگم واق واق

خانومه 8 قلو بچه دار میشه ولی میبینن هر کدوم از بچه هاش یه رنگی هستن !
تحقیق که می کنن می بینن به جای قرص ضد حاملگی اسمارتیز خورده بوده !

جمله عاشقانه همدانی:
با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم

مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده
بعد از 15 دقیقه بچه میگه :
خوب دیگه مامانی بزار بخوابم !!

به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس ،،،
که آخر تا به کی تاخیر و ، فس فس ،،،
اگر عقدم نخوانی سال جاری،،،،
روم تهران شوّم دختر فراری !!!

دو تا زن داهاتی قرص اکس میخورن تا صبح نون می پزن

یه سیب زمینی شوهرش میمیره بند نمیندازه میشه کیوی

دو تا قمی با هم ازدواج میکنن بچشون میشه قمقمه

فرق زن با قلیون :
رو قلیون 5 دقیقه کار میکنی 3 ساعت حال میده
رو زن سه ساعت مار میکنی 5 دقیقه حال میده

پیوند پایدار | دیدگاه

6
اس ام اس مخصوص نیمه شب

6 دسامبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: اس ام اس جوک سرکاری

این اس ام اس ها مخصوص نیمه شب هستش که دهن همدیگرو سرویس کنید . من که کسی شماره ام رو نداره خیال راحت تخت میخوابم.

راستی یه نکته فرستادن این اس ام اس ها غیر از نیمه شب نشان دهند  بی مزه بودن شماست. حواستون هم باشه برای کسی نفرستین که جنبشو نداشته باشه بیاد ترتیبتونو بده.

شرمنده به خدا، آره ميدونم خواب بودي، خوب بابا فحش نده ديگه، کارت داشتم که بيدارت کردم.
ميخواستم بدونم ماهي وقتي غذا ميخوره، آب نميره تو دهنش؟

ببين عزيز دلم پاشو………..
اگه پا نشی قهر ميکنما………….
خب دلم برات تنگ شده…………
جون من پاشو…………
پاشدی………….
افرين عزيزم…………
حالا که پاشدی ماچم کن بگير بخواب! (خودمونیم این یکی حالمو بهم زد)

مي خواستم يه چيز مهم رو بگم
پاهات از زير لحاف اومده بيرون . يه وقت سرما نخوري!

ببين يکي ميخواست از خواب بيدارت کنه من نذاشتم
کار خوبي کردم؟

پاشو جیش کن بعد برو بگیر بخواب ….سازمان دخلالت در تمام امور کشور

هاهاهاااااااااااا…
گول وخوردي من اس ام اس نبيدم.
وجدان خبيث موبايلت بيدم که خاستم از خواب نازبيدارت وکنم!

ساعت دو امشب قراره همه عقب مونده ها شفا بگیرن اس ام اس زدم حالتو بپرسم .

مي دونم خوابي عزيزم. ولي من از دوري و دلتنگي تو خوابم نمي بره، مطمئنم اگه مي دونستي من به خاطر تو نخوابيدم تو هم نمي خوابيدي!

یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟

ببخشید بد موفع مزاحم شدم.امروز بهم گفتی از اینکه با منی خیلی خوشحالی من یادم رفت بهت بگم به تخمم .

پیوند پایدار | یک دیدگاه

2
اس ام اس سرکاری باحال برای همراه اول

2 دسامبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: اس ام اس جوک سرکاری

مشترک گرامی حرکت زشت شما را در حمام دیدیم . ….
.
.
.
هیچکس تنها نیست. همراه اول

.........
برچسبها: » جک سرکاری

پیوند پایدار | دیدگاه

12
تردمیل – شاسکول!

12 نوامبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: اصل جوک

شنیدین میگن طرف شاسکوله؟ همینه .

پیوند پایدار | یک دیدگاه

10
جوک های قزوینی

10 نوامبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: جوک قزوینی

به ژاپنیه میگن رفتی قزوین گردش قزوینو چجوری دیدی؟ میگه ناشی باشی تاتاشی توشه

یه دانمارکیه کاریکاتوره کون رو بدون سوراخ می کشه «
تو قزوین دستگیرش می کنن به سه جرم
1-تشویش اذهان عمومی
2- نشر اکاذیب
3- توهین به مقدسات

به قزوینیه میگن: آدرس سایتتو بده. میگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات کون، دات کان «

قزوینیها به ناف می‌گن: سوراخ بی مصرف! «

قزوینیه انگشتش میشکنه از ناراحتی سکته میکنه «

سرخ پوستها موقع حمله به قزوین میگن: آکومبا، بومبا، یاکومبا! وقتی که از  «
حمله بر می‌گردند میگن: نکن بابا، نکن بابا

به قزوینیه میگن قزوین کجاست. می گه اراده کنی همین جا «

به خاطر رفاه حال نماز گذاران قزوینی جا نماز با آینه بغل توزیع شد «

قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکـ..س نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت  «
پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!

قزوینیه وارد یک جمع میشه، با همه از دم روبوسی میکنه به جز یک نفر که فقط باهاش  «
دست میده. یارو شاکی میشه، میگه: چرا منو ماچ نکردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو
گذاشتم بک…م

قزوینیه میره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع میکنه به تعریف از روباتا و میگه: «
آقا این روباته آخر کاره، بهترین روباتیه که تا حالا ساخته شده، ببین اگه این دکمه
روی شکمش رو فشار بدی جاروبرقی میشه، اگه دستش رو بکشی ماشین لباسشویی میشه و خلاصه
از هر پیچش هزار هنر میریزه! قزوینیه حسابی حال میکنه میگه: بالام جان من همینو
میخوام! خلاصه پولشو میده و ور میداره میبردش خونه. فرداش قروینیه شاکی با کیر
پانسمان شده برمیگرده میگه: مادرقحبه! چرا نگفتی این سوراخ کونش چرخ گوشته؟!

قزوینیه رو با یه چهار لیتری تف دستگیر میکنن! «

قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچه‌بازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش  «
اژدهای دو سر! یک مدت میگذره طبقه‌های دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد
می‌شنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه
داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین که در سلول
قزوینیه رو باز می‌کنن، اژدهای می‌زنه بیرون، حالا ندو کی بدو! فرشته‌ها بهش میگن:
‌بابا خجالت بکش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سروریس
کرده! الان دو ماهه گیر داده که: بالام‌جان تو که دو تا سر داری، پس اونیکی کانت
کجاست؟!

تو یکی از دهات قزوین، ملت برای بار اول یه میوه انجیر پیدا می‌کنن. خلاصه سر در  «
نمیارن چه موجودیه، میبرنش پیش ملای شهر، میپرسن این چیه؟ ملاهه یک نگاهی به انجیره
میکنه، میگه: بالام جان من باید یک مقدار تحقیقات رو این بکنم، فردا بیاین جوابشو
بهتون بدم. ملت میرن دنبال کار و کاسبیشون، فردا برمیگردن، میپرسن: خوب ملا بالاخره
این یارو چیه؟ ملا میگه: بالام جان، شیره بوده مالاندن…یک کمی گردالاندن…خشخاش توش
پاشاندن…چوب به کونش نشاندن…تازه شده گلابی!

قزوینیه یك كون اساسی بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خیابون میرفته كه یهو یك قزوینی نااهل دیگه كون رو ازش بلند میكنه. قزوینیه خیلی شاكی میشه، داد میزنه: ای بی‌مروت.. ای بی دین و ایمون … آخه اون كونی كه تو میكنی حلاله؟!

ه بار یه قزوینیه رو بیهوش میارند بیمارستان و می بینند که معامله اش ( ..رش) شکسته ، بعد از اینکه به هوش میاد دکترها دورش جمع میشن و ازش می پرسند که مردحسابی همه مردم سرشون میشکنه ، پاشون میشکنه ، دستشون میشکنه ، تو چرا اونجات شکسته؟ قزوینیه میگه : بالام جان، والا نمیدونم کدوم بچه کونی ، عکس کون رو دیوارکشیده بود؟؟!!!

یه قزوینی با طوطی اش رفت حموم , وقتی داشت پشم های …یرش را با تیغ می زد , طوطی هی می گفت:می بری ها, می بری ها …مرد عصبانی شد و با سنگ پا زد توی سر طوطی و طوطی بیهوش شد .بعد از اینكه مرد از حموم رفت بیرون ، زنش به حموم رفت.یهو طوطی به هوش آمد و گفت: دیدی بریدی دیدی بریدی !!!

پیوند پایدار | 3 دیدگاه

29
جوک لری

29 اکتبر 2009 نوشته شده توسط admin
در دسته بندی: جوک لری

لره شب عروسی به پسرش میگه:  پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که   «
دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده

یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن   «
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم

به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره… جسیکا تی لر…لره  «
هاردی…هیت لر ! تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر …..

به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه  «

لره خیلی بی تربیت بوده، هر جا میرفته یه سوتی اساسی میداده. یه روز میره  «
خواستگاری، براش چایی میارن با شکر، یادشون میره قاشق بیارن.
لره برمی‌گرده میگه: باید با کـ..رم هم بزنم؟!

ه لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!  «
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد   «
تو!

خرسه به یکی حمله میکنه و میگه: ویاوخوام وخورمت! طرف میگه: اِ؟ میه تونم لری؟  «
خرسه میگه: ها، ما حیوونا همه لریم، وجز خر که ترکه!
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده

يارو لره به دختر دهشون تجاوز ميكنه ميبرنش دادگاه ! قاضي بهش ميگه مرتيكه چرا اينكارو كردي ؟ لره ميگه آي قاضي … شب مهتو … لب او … تو بيدي نميكردي ؟ قاضي ميگه نه ! لره ميگه برو گي تو بخور

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر

یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده بود
به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خا…ه  داشته باشه

لره باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره

به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال  بزن: میگه: نردبون

 

 

اس ام اس های خیلی خیلی زیبا....


قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اين همه آب كه جاريست، نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
‎اللهم عجل لوليك الفرج

--

یه پسر و دختر با هم می رن تو زیرزمین
...
...
...
...
...
تو کجا می ری فضول؟

--


دوستان واقعي شما بعد از اتمام طرحهاي رنگارنگ ايرانسل، چهره واقعي خود را نشان خواهند داد!
شركت ارتباطات سيار(همراه اول)

--


از برنارد شاو پرسيدند از كي احساس كردي پير شدي؟ گفت از وقتي كه به يك خانم چشمك زدم بعد آن خانم از من پرسيد: آشغالي رفته تو چشمتون؟

--


(اس ام اس مخصوص نیمه شب) بیداری؟ خره! بگیر بخواب... این وقت شب که آدم SMS چک نمی کنه!

--


اين SMS جهت بالا بردن كلاس شما در جمع است، بعد از خواندن، الكي بخندید!

--


حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید

 

 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد...
 پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود.
دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد.
او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت.

دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت.
یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.

دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد.
در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.

زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت... شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.

چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود:
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد


اگه نمیزاری بوست کنم اگه نمیزاری نازت کنم اگه نمیزاری بغلت کنم حداقل بزار جیگرتو بخورم که . . آخه من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم

 

 


تو به من بگو زشت! من به تو می گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم!!...

 

 

 


بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی که یادت میره یه نفر منتظرته تا . . . . . . . . از دستشویی بیای بیرون

 

 

 

من ساده و بیرنگم / من عاشق دلتنگم
صد بار بزن قطع کن / من عاشق تک زنگم!

 

 

 

سلام عزیزم؛شنیدم پنج شنبه آینده جشن نامزدیته تبریک میگم ؛ واقعا خوشحال شدم . . . ستاد مبارزه با افسردگی دختران دم بخت

 

 


متاسفانه نداری! البته تقصیر هم نداری! من چیكار كنم نداری دیگه! دست خودتم نیست كه نداری! خب نداری دیگه بابا . . . لنگه نداری

 

 

 

خطر:اگه این اس ام اس رو بخونی ویروس وارد مغزت میشه.لودینگ..10%...50%. .90%...ارور...مغزی یافت نشد.با خیال راحت بقیه شو بخون

 

 

 


من همین الان بالای یه برج 30 طبقه ایستاده ام .با کسی هم شوخی ندارم ..جدیه جدی

اگه بدونم دوستم نداری همین الان ..از این بالا ...خودمو

با آسانسور می رسونم طبقه پایین 

 

 

  


گرد و خاک تنهایی دلم و با جاذبه ی نگاهت زدودی.خونه ی قلبمو از غم پاک کردی.حالا که داری زحمت میکشی روی اون میز هم یه دستمال بکش!!

 

 

 

  
اگه شبا خوابت نمی بره
اگه یه چیزی هست که مدام سکوت شبانه تو به هم می ریزه
اگه یه کسی مدام تو گوشت نجوا می کنه
اگه کلافه میشی از این همه نجوا و بی خوابی های شبونه
خوب میدونی مشکل چیه؟؟
:::::::
:::::::
:::::::
باز پنجره رو واز گذاشتی ..پشه اومده تو اتاق 

 

 

 


تو بهترینی .. تو خوبترینی .. تو هستی .. تو یه کلام عاشقانه ...تو ملکه زیبایی ها ... نهایت قشنگی .. تو گل ..اما من چی فقط یه آدم خالی بند.

 

 


همین الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترین فرشته شون گم شده.....
یه وقت منو لو ندی! 

 

 


دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟


ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... منم یکی هستم

 

 


هر وقت احساس کردی با من به ته خط رسیدی از اتوبوس پیاده شو...

 

 

دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان هرگز نمیمیرند...!!

 

 

 

میدونی نیوتون چرا از افتادن سیب تعجب کرد چون زیر درخت گلابی خوابیده بود...

 

 

 


*;%'*


*%;*;%'*


*;%*;%'*.


*;*;%;*%*,


)i(


(   )


این دسته گل تقدیم عزیز ترین و قشنگترین گوسفند دنیا! امیدوارم خوشمزه باشه!زود بخورش!

 

 

 

تو می تونی 2 میلیون به من قرض بدی ، می دونم كه داری ، كمكم كن به خدا بهت بر می گردونم
.
.
( التماس غضنفر به یك خودپرداز!)

 

 

 


هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

 

 

 

میتونی تصور كنی با هم لب دریا نشستیم؟ میتونی تصورش رو بكنی كه با هم به یه سفر طولانی میریم از جنگل تا دریا.؟ میتونی تصور كنی كه تو یه شب بارونی شونه به شونه هم قدم بزنیم؟ همه اینا رو هم كه بتونی تصور كنی نمیتونی تصور كنی كه آشپزی با تك ماكارون چقدر راحته

 

 

 


مرده شور شانس منو ببره امروز کیفمو زدن . بدبخت شدم! همه زندگیم توش بود

.


شناسنامه ، کارت ملی


دفترچه حساب بانکی،


سه میلیون تومن پول نقد ،


۵ تا سکه بهار آزادی ،


۱۵ دستگاه خودروی ریو


و میلیونها ریال جویز نقدی دیگر …


هر ۵۰ هراز ریال هر هر روز یک امتیاز

 

 

 


به اندازه تموم موهای سرم دوستت دارم. به اندازه تموم موهام بهت وفادارم .هر بار که موهامو شونه می کنم یادت می افتم .شناختی؟ منم دیگه! حسن کچل!!!

 

 


کوچولو کجایی؟نیستی!شنیدم اون بالا بالاها داری با تنهایی هات حال می کنی؟اگه زحمتی نیست 2 تا فقط 2 تا نارگیل واسه من بنداز.

 

 

 


یك خبر خوب كه باعث خوشحالی هممون میشه. من وقتی این خبر شنیدم از خوشحالی اشك تو چشام حلقه زد!!! ( حاچ زنبور عسل) مادرش رو تو اوركات(چت روم) پیدا كرد

 

 

نباید می ذاشتم بری,جات اینجا خیلی خالیه,بوی عطرت نمی یاد,حس بدی دارم,چون فکر می کنم همش تقصیر من بود,آره!نباید سیفون رو میکشیدم

 

 

اگه کسی روزی بهت یک اس ام اس زد ,یعنی به یادته, اگه کسی روزی بهت2 اس ام اس زد ,یعنی دوست داره, اگه کسی روزی بهت3 اس ام اس زد ,یعنی عاشقته, اگه کسی روزی بهت4 اس ام اس زد ,یعنی خیلی می خوادت, اگه کسی روزی بهت5 اس ام اس زد ,یعنی کرم داره!

 

 

     
    + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 22:56  توسط رضابری  | 

    راههای ضایع کردن دختر ها...نظر بدین

    1 - با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی؟ چیزی می خوای؟

    به غیر از من کس دیگه هم اینجا هست که بتونی نگاش کنی .
    همش خیره شدی به من که چی بشه ؟
    حالا اینا به کنار ، چرا چشمک می زنی؟

    چرا ابرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن.
    نکنه در موردم فکر و خیال کنی! من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم
    و قصد ازدواج مجدد هم ندارم . چه معنی داره یه دختر
    به یه پسر چشمک بزنه.


    2 - اگه دیدین دختر با عجله داره راه می ره و یا اگه موردی به طورتون خورد که دختری می دوید .

    شما از پشت سر دنبالش کنین و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد .
    اگه دختر وایساد و شما رو نگاه کرد بازم داد بزنین که: دزد همینیه که ایستاده اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت ،
    خوش به حالتون می تونین یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و حالشو ببرین .
    ولی اگه ایستاد و فرار نکرد برای این که ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنین که: آی دزد آی دزد


    3 - توی تاکسی اگه کنارت یه دختر نشسته وقتی که خواستین پیاده بشین

    بهش بگین مگه نمیای ؟
    اون هاج و واج شما رو نگاه می کنه . بهش فرصت ندین و بگین : چه زود جا زدی؟
    بعدش در تاکسی رو ببندین و برین. و مابقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنین.



    4 - توی پارک با عجله برین کنارش بشینین و بگین معذرت می خوام
    که دیر کردم .خب چکارم داشتی که گفتی بیام اینجا؟

    بهتره یه جایی باشه که چند نفری حضور داشته باشن .
    معلومه که اون انکار می کنه .
    بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه تو نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه این رنگ روسریمه ؟
    باز هم اون انکار می کنه . شما این طوری ادامه بدین .
    خب اگه از اینای که اینجا نشستن خجالت می کشی بریم یه جای خلوت .

    مطمئنم اون داغ می کنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و
    یه کاغذ جلوش بندازین و بگین سرکار گذاشتی منو ؟

    بیا اینم شماره ای که دادی . دیگه به من زنگ نزن وگر نه
    می دمت دست پلیس. بعدش ول کنین برین.


    5 - توی جمع یه سی دی بهش بدین .
    بگین خیلی باحال بود دستت درد نکنه .
    بازم از اینا داری قیمتش هرچقدر باشه قبوله.
    اون مردم دور و بر رو نگاه می کنه و میگه عوضی گرفتی آقا .
    شما هم طوری وانمود کنین که انگار حواستون نبوده
    که توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سرت جاتون بشینین.



    6 - مثل معتادها خودتون رو به موش مردگی بزنین و برین جلو
    و به لهجه معتادی

    بگین خانم دشتم به دامنت
    از او چیزا که دیلوز بهم دادین بازم هملاتون هشت؟

    دالم می میلم از خمالی به جون تو. هر چی منتظل موندم
    نیومدین خیلی شانش آولدم که اینجا پیداتون کلدم .
    بیا اینم پولش . اون سرخ و سفید می شه و انکار می کنه
    . ولی شما ول کن نشین و هی پیله کنین .
    طبق معمول اون انکار می کنه .
    شما بگین : خانم من شبا لوی زغال می خوابم
    من به اندازه کافی چلکی وسیاه هستم
    خواهشا تو یکی دیگه منو شیاه نکن . ...
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 12:2  توسط رضابری  | 

    راه های التیام قلب شکسته

    راه های التیام قلب شکسته

    تا به حال شده کسی فقط با چند کلمه یا بدتر با سکوت سنگین خود، قلبتان را در سینه بشکند؟ شما چی؟ تا به حال اینکار را با کسی کرده اید؟ همیشه راهی برای خندیدن و عشق ورزیدن دوباره وجود دارد.

    مراحل

    1.     سعی کنید دلیل ناراحتی خود را بفهمید. دقیقاً چه موقع این حس ناراحتی در شما به وجود آمد؟

    2.     به این فکر نکنید که تقصیر که بوده است. همه اشتباه می کنند. اصلاً خودتان را نگران آن نکنید.

    3.     برای اینکه حس راحت تر و بهتری پیدا کنید، یک فعالیت تسکین بخش و ریلکس کننده انجام دهید. یک حمام داغ، مدیتیشن، خواندن کتاب یا هر کاری که آرامتان کند.

    4.     بعد از یکی دو ساعت، یعنی هر زمان که احساس کردید آمادگی آن را دارید، به این فکر کنید که آیا می توانید احساسات آن فرد را بپذیرید یا نه.

    5.     اگر توانستید خود را بقبولانید، به او زنگ بزنید، برایش یادداشت بگذارید یا هر کاری که لازم باشد را انجام دهید. شاید دوست داشته باشید که رو در رو با او صحبت کنید. البته این امکان وجود دارد که آنها نخواهند شما را ببینند یا با شما حرف بزنند، اما باید تلاش خود را بکنید. حتی اگر از شما رو برگرداندند، حداقل با خودتان می گویید که تلاشتان را کردید. شاید آنها هم متوجه تلاش شما بشوند.

    6.     پیش بروید. وقتی حس کردید که می توانید دوباره دریچه قلبتان را رو به دیگران باز کنید، کس دیگری را برای خود پیدا کنید.

    7.     لبخند بزنید. جدی می گویم. لبخند زدن به شما کمک می کند که حس بهتری پیدا کنید و اگر چند تا دوست خوب و نزدیک پیدا کنید و با هم بخندید و اوقات خوشی را بگذرانید، مطمئناً دوباره یادتان می آید که زندگی بدون آن فرد هم چقدر زیباست.

    8.     قانون دو ساله را به خاطر آورید. یاد گرفتن یک کار، عادت کردن به یک شهر جدید، و همچنین التیام قلب شکسته دو سال زمان می برد. اگر قبل از اینکه این فکر به خاطرتان بیفتد، مراحلی که در این مقاله عنوان می شود را دنبال کنید، بیش از اندازه خوشبین و دلسرد خواهید شد. نتیجه واقعی زمانی حاصل می شود که انتظار معقولی داشته باشید.

    9.     لحظه ای که آن فرد اخرین قطره خون را هم از قلب شما که هنوز می تپد، بیرون می کشد، دست از بحث کردن با او بردارید و به هیچ وجه سر اینکه حق با کیست و با کی نیست جدل نکنید. هر موقع که می خواهید از حق به جانب بودن خودتان دفاع کنید، دست نگه دارید و روی یک چیز کاملاً متفاوت تمرکز کنید.

    10. همه یادگاری های آن فرد را جمع کرده و داخل یک جعبه بگذارید—این یادگاری ها احتمالاً شامل یک قاب عکس، یک خوراکی، یک عطر و شاید یک سی دی موسیقی باشد. بعد در موقعیت بعدی مثلاً شب جمعه ای که همیشه با او می گذراندید، سی دی را داخل دستگاه بگذارید، از آن عطر به خودتان بزنید و آن خوراکی را بخورید، چراغ ها را خاموش کنید و تا می توانید گریه کنید. بهترین زمان برای اینکار وقتی است که تنهای تنها در خانه هستید.

    11. خاطره ها را کنار بگذارید. وقتی در مرحله 2، آرامش خودتان را دوباره به دست آوردید، موسیقی را خاموش کنید، شکلات هدیه را کنار بگذارید، و یادگاری های دیگر داخل جعبه بگذارید. قاب عکس را بیرون نگه دارید.

    ·         هر روز هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید، بلند با خود بگویید "تو و همه خاطره هاتو فراموش کرده ام" و دست از فکر کردن به او بردارید.

    ·         هر روز دو هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند بگویید، "دلم برات تنگ شده" و باز دست از فکر کردن به او بردارید.

    ·         هر روز سه هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند رو به عکس بگویید، "من واقعاً متاسفم".

    12. عکس عشق سابقتان را با یکی از عکس های خودتان جایگزین کنید. اما آن عکس را همانجا نگه دارید و فقط یکی از عکس های خودتان را کنار آن قرار دهید. بعد هر روز که از کنار آن رد می شوید، باز به عکس درون قاب بگویید که متاسفید. بله، برای خودتان متاسفید که این همه وقت را با کسی سپری کردید که ارزش و قیمت شما را ندانست و دیگر به هیچ وجه برایتان مهم نیست.

    13.  بگذارید زمان قلب شکسته تان را التیام دهد. تا الان یک ماه از تاریخ قطع رابطه شما گذشته است. با یکی از دوستانتان به جایی بروید که همیشه با عشق قدیمیتان می رفتید (یادتان باشد که به هیچ وجه تنها آنجا نروید). یکبار و فقط یکبار به دوستتان بگویید که همیشه با دوست قبلیتان به این رستوران یا برای خرید به این فروشگاه می آمدید. بعد چیزی بخورید یا همان کاری که قبل ها با عشقتان می کردید، را بکنید، فقط با یک فرد جدید. دوستی که با او راحت باشید و بتواند مکالمه را خوب پیش ببرد.

    14.  هر روز با خودتان تمرین کنید که با خودتان صادق باشید.

    15.  هر شب قبل از خواب کتاب بخوانید. ممکن است تا آن موقع اصلاً کتاب خواندن را دوست نداشته اید اما هیچ چیز بهتر از خواندن کتاب شما را از دریای تفکراتتان بیرون نمی کشد. کتاب خواندن به التیام قلب شکسته شما کمک می کند.

    16. سعی کنید با آدم های جدید آشنا شوید بعد از دو ماه کم کم کسی را جایگزین عشق از دست رفته کنید.

    17.  با دیگران حرف بزنید. بادوستانتان حرف بزنید. آنلاین با افرادی که نمی شناسید چت کنید و آنوقت است که می فهمید هزاران نفر مثل شما وجود دارند که خیلی خوب می توانند به شما کمک کنند.

    نکات

    ·         دیگر به هیچ عنوان با کسی که قلبتان را شکسته است قراری نگذارید. اینکار به هیچ وجه به درمان و التیام شما کمک نمی کند.

    ·         وقتی می خواهید قب شکسته تان را التیام بخشید، دیگر تلفن ها و پیام های فرد مورد نظر را جواب ندهید. این کار هم هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت و نه تنها التیامتان نمی دهد بلکه دردتان را بیشتر می کند.

    ·         قلب شکسته شما به خاطر این التیام پیدا نمی کند که دوباره مجذوب آن فرد شوید و دوباره او را به دست آورید. وقتی خودتان را وارد این پروسه فکری می کنید، بستنی بخورید (بستنی را می توانید جایگزین یک پیاده روی طولانی یا شنا هم بکنید). به تنها چیزی که نباید فکر کنید بودن دوباره با آن فرد است. فکر کنید هیچ راهی برای برگشت وجود ندارد.

    ·         یکبار درمورد این اتفاق با دوستانتان صحبت کنید. اگر نتوانستید صحبت کردن درمورد این موضوع با دوستانتان را به یک جلسه ختم کنید، حرف زدن درمورد جزئیات مطلب را جداً بیشتر از یک ساعت طول ندهید. بعدها به دوستانتان نیاز پیدا می کنید پس بهتر است آنها را به درددل های گاه و بیگاهتان اذیت نکنید.

    ·         به هیچ وجه برای فراموش کردن عشق از دست رفته، به خوردن، نوشیدن مشروب بیش از حد، سیگار کشیدن یا موادمخدر روی نیاورید. اگر بتوانید در دوسال آینده خودتان را با این موضوع وفق دهید مطمئن باشید که کسی را پیدا خواهید کرد که همیشه دوست داشتید داشته باشید. همه چیز به گذر زمان برمی گردد.

    ·         داشتن دوست های خوبی که مراقبتان باشند و جلو فکر کردن ها مداوم و غصه خوردن های شما را بگیرند فوق العاده است.

    هشدارها

    ·         اگر آنقدر احساس افسردگی می کنید که به خودکشی تمایل پیدا کردید، سریعاً به پزشک روانشناس مراجعه کنید.

    ·         اگر بعد از گذشت دو سال هم قب شکسته تان التیام پیدا نکرد، می توانید شهر محل سکونتتان را تغییر دهید.

    ·         افراد باهوشی که روانشناس هستند می گویند سرعت التیام هر کس با بقیه فرق دارد. آن حس مراقبت از خود و تعهد به خود است که به شما کمک می کند هر چه سریعتر قلب شکسته تان را ترمیم کنید.

    ***

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:57  توسط رضابری  | 

    فراموش کردن عشق

    پروفسور ترانه می گه:ادم عشقش و فراموش نمی کنه.فقط به ندیدنش عادت می کنه...

    درجایی دیگر می فرمایند:

    درست است یک روز فراموش می کنی وروزی فراموش می شوی.اما بدان فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند...

    سلام اگین.مقدمه چینی نمی کنم می رم سراصل مطلب.داشتم تو گوگل می سرچیدم.به یه انجمن بحث و گفتمان برخوردم.در رابطه با فراموش کردن عشق و از این حرفا.گفتم بذارم ببینین نظر ملت راجع به فراموشی چیه؟چرته نخون بابا....

    ۱.برخي از جوانان گاهي به نامزد يا همسر خود آنچنان دل مي بندند كه موقعي كه بايد از او به عللي براي هميشه بايد جدا شوند نگران مي شوند؛ اين چاره پذير است.
    گرچه در ابتدا فراموش كردن يك عشق شايد به نظر شما خيلي مشكل باشد، ولي در هر صورت محال نيست.
    ۲.برای فراموش کردن یک عشق بهترین راه اینه که جایگزین برای اون عشق پیدا کنید اما عشق چیزی نیست که فراموش بشه و اگر آدمی بخواد برای فراموشی و خلاص شدن از یک عشق سعی کنه از اون متنفر بشه عین حماقته اما به نظر من راهی برای فراموشی یک عشق نیست

    ۳.فراموش كردن عشق هاي مجازي امكان پذير هست و تنها يك راه دارد و ان اينكه طرف خواسته باشد عشقش را رها كند !!
    اما هرگز اين خواستن تحقق نمي يابد

    ۴.از زاويه ديگه ميشه گفت عشق حقيقي هرگز فراموش نميشه و با هيچ عشق ديگري جبران پذير نيست ...
    هستن كساني كه به دلايلي يا تحت فشار و دخالتها و اصرار اطرافيان مجبور به گرفتن طلاق شدن ولي هرگز طرف رو فراموش نكردن و تا آخر عمر ازدواج نكردن
    به قول معروف دل ادم كه دروازه نيست هر كي بياد و بره!!
    اين ميشه عشق حقيقي كه خدا به دادش برسه...
    عشقهاي در پيتي هم كم كم با گذشت زمان "كه درمان خيلي از دردهاست" فراموش ميشن يا با يه سوژه عشقوليه ديگه!!!
    ۵.نبايد دلبستگي ها زندگي انسان را مختل كند .كساني كه به هر نحوي از عشقشان جدا ميشوند گاها بعضي ها تا آخر عمر مجرد مي مانند و حتي كار بعضي هم به جنون  كشيده ميشود. راهش اينه كه بايد به تدريج با سرگرمي هاي مفيد آن را فراموش كنند و با بينش و تفكر صحيح و بررسي همه جانبه نامزد و يا همسر ديگري انتخاب كنند و اي بسا ديگري از هر جهت بهتر و شايسته تر باشد و بهتر بتواند او را موفق و كامياب و خوش بخت كند. و شايد آن شكست و يا جدايي از آن نامزد و يا همسر
    به صلاح او بوده و خود نمي داند.
    نكته مهم: هر عشقي را مي توان با توكل و صبر و .... فراموش كرد البته نميگم صددرصد چرا كه خاطرات هميشه مي مانند. منظور من از فراموشي تسليم در برابر خواست الهي و ادامه دادن به زندگي طبيعي است. فراموشي در مقابل دلبستگي شديد همراه با جنون است .
    و نكته ايي ديگر: در قاموس انسان نمي توانم و نمي شود راه ندارد.

    ۶.کاملا قبول دارم که میشود فراموش کرد

    اما موضوع اینه که خیلی از ادما وقتی عشق خودشون را از دست میدن نمیخوان که فراموشش کنن دوست دارن به یاد اون زندگی کنند
    خیلی ها هم باور نمیکنند و بعد از، از دست دادن همسرشون با خیال او زندگی میکنند.
    منم فکر میکنم محال نیست
    ولی ممعمولا یه عاشق دوست نداره عشقشو فراموش کنه و نمیخواد 

    ۷.این دوستانی که میگن:محاله

    مثل اینکه انسان رو نشناختن.این انسانها که شما ترسیمشون می کنید انگار اصلا اراده ندارن.
    بابا ماها خیلی قدرتمون از اینا بالاتره
    به خدا توکل کنیم یادمون نره عشق حقیقی اونجا پیدا میشه؟
    کسی که از حقیقت غافل باشه مجبور با فکر و خیال مجازی خودش رو مشغول کنه!

                      قدر خود نشناخت مسکین آدمی                        از فزونی امد و شد در کمی
                      خویشتن را آدمی ارزان فروخت                          گوهری،طفلی ، به قرصی نان فروخت

    ۸.من سعی میکنم زیاد در این موارد نظر ندهم چون تجربه ای ندارم ممکن است باعث نظری اشتباه باشد.
    عشق دو نوع است : یکی دلبستگی های عاطفی که بیشتر مردم به آن اسم عشق می دهند. و یکی عشق واقعی که با خون و پوست انسان عجین شود و در همه حالات با او باشد.
    درباره عشق های نوع اول که بیشتر مردم با آن سرو کار دارند:
     انسان اینقدر دارای اراده قوی هست که حتی دوست داشتنش با اراده و اختیار خود است چه برسد به فراموشی آن . (اگر بخواهد )
    در این زمانه که هر کس یک شبه عاشق میشود و یک شبه دل می برد و اینقدر پیوند های عاطفی کمرنگ تر و ماشینی تر میشود انسانهای وفادار به عشق (پاک) نایاب هستند. اگر به اخبار حوادث نگاه کنید هر روز به خبری از این عشق های مجازی برخورد می کنید.
    یعنی الان مشکل جوانان ما این است که خیلی راحت عشق خود را فراموش می کنند. (چه دختر و چه پسر) و یک طرف همیشه بیشتر ضربه می خورد. (اگر پایبند باشند)
    ولی حالا اگر موارد نایابی هم پیدا شد، طرف عاقل باشد و مثل بعضی ها تریپ عاشق دلشکسته را بازی نکند و به دنبال تنهایی و دوری از آدمها ، خودکشی تدریجی (مرگ تدریجی)  و ا ع ت ی اد و و... نرود.
     در اول از خدا کمک بخواهد که به او قدرت فراموش کردن بدهد. و با ذکر و دعا و نزدیکی به خدا جای آن عشق را پر کند و یا به قول یکی از دوستان مثل شهریار باید عشق جایگزینی پیدا کند. ( در یکی از قسمتها شهریار میگفت که من اول فکر می کردم عاشق شدن معمای پیچیده ایست و همچنین دل کندن ولی فهمیدم اصلا هم پیچیده نیست) یک راهی هم هست که اصلا عاشق نشوند  که این هم دردسر تحمل کنند.
    وقتی عشق های دوران خودمان را با عشق های دوران پدر و مادرمان مقایسه میکنیم، می بینم اصلا خیلی ها در زمان ما معنای عشق را هنوز نمیدانند و به هر حالتی عشق میگویند.  اگر آن عشق واقعی باشد هیچوقت، فراموش نمیشود.(نوع دوم)
    حالا اگر قرصی، چیزی آمده که جلوی عشقولانه شدن را میگیرد به ما هم معرفی کنید. 
    اصلا نظر ندهم بهتر است 

    ۹.بهتره کسانی که عاشق شدن بیان و در این خصوص نظر بدن نه افرادی که چیزی در این مورد نمیدونن سعی نکنید این موضوع رو ساده نشون بدید به نظر من خیلی موضوع حساسیه و افرادی که به این درد مبتلا شدن باید راهکار بدن و بگن که چطوری تونستند به عشقشون برسن یا چطوری تونستن دل بکنن ولی به نظر من این امر محاله خصوصاً برای دختر ها اونم اگر عشق اولشون باشه که تا اخر عمر توی قلبشون خواهد ماند
    ولی پسر خیلی باید با معرفت باشه که عشقش رو توی سینه نگه داره و چراکه یه پسر ممکنه بارها و بارها عاشق بشه
    یاد اس ام اسی افتادم که توش میگفت:

     خوش به حال پسری که اولین عشق یک دختر باشد و خوش به حال دختری که آخرین عشق یک پسر باشد

    اما از نظر بنده ی حقیر::

    کسی با من نمی گوید
    که باید از کدامین حربه ی مستعمل تاریخ
    بساطِ کهنهِ عشقِ این تنم را
    من بویرانم

    کسی با من نمی گوید
    که تصویر ترک آلود ذهنم را
    به روی التماس هر شب و هر روز تنهایی
    چگونه من بخشکانم

    کسی با من نمی گوید.
    کسی با من ندارد حرفی و
    با من سخن از عشق انسانی نمی گوید

    نمیدانم !چرا راه رهایی را کنار این دوراهی های این معبر
    چرا آسان نمی یابم؟
    نمی دانم ! کسی با نمی گوید. نمی دانم !

    اماازنظریکی دیگه:

    فراموشم كن ...سر فصل ،بسر امد ...مانند غروب دلنشين خورشيد ...در پس روزي زيبا و  طولاني ...رفتن آفتاب...به مانند حكمي اجرا ميشود و انتظار براي طلوعي ديگر...شروعي دوباره مي يابد ...بودنم ،شايد ارمغاني نداشت ،جز مزاحمتي هميشگي ...گفتم كه :ميگويم گفتنيها را و بعد به انتظار طلوعي ديگر ،شايد در اسماني ديگر ،و در افقي ديگر ...ميداني كه سرفصل بسر امد ،آمدم ،بودم ،گفتم ،رفتم ...خاطره اي شايد ماند ،مانند ردپايي بر ساحلي طوفاني...كه با هر موج خشمگينيميرود از ياد و دوباره با قدمي ديگرحك ميشود بر سينه كش راه ...

    فراموشم كن ،

    حال بنگر ،به طلوعي ديگر ...آنجا نام ديگري ،در افقي ديگر ميدرخشد...


    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:55  توسط رضابری  |